مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من کلاً آدم امیدواری هستم. ضمن تقدیر از احترام خاصی که مسئولین امر در این جمله ی نمادین به مردم عزیز کشورمون میذارن ( از این موارد کم پیدا می شه، برای همین دست کم هر روز به 20-30 تا سایتی که بسته شده مراجعه کنین تا طعمش رو بهتر و بیشتر بچشین. احتمالاً به این می گن: " احترام ملی "، یه چیزی شبیه به رسانه ی ملی، یا یه چیزی تو این مایه ها!) بله، داشتم می گفتم که من کلاً آدم امیدواری هستم. همیشه فکر می کنم بالاخره شاید یه روز یه کسی مسئول انسداد بعضی از سایت ها بشه که یک کمی هم سواد و یک کمی هم رقت قلب داشته باشه.
چند روزی بود به هر دری میزدم که بتونم سایت نویسنده ای که اولین کتابش رو اون طرف دنیا نوشته و حتی بیچاره هنوز حق تألیف اولین کتابشو نگرفته و هنوز تو ایران هیچ کس ( شاید چند نفر انگشت شمار ) اونو نمیشناسن و هیچ کاری هم به جنس و زبری و نرمی و آب رفتن یا بشور-بپوش بودن ِ انواع تحرکات جامعه ی ما ( از هر نوعش ) نداره، باز کنم. از هر راهی می رفتم نمی شد. نخندین ها، من واقعاً هیچ نرم افزاری برای رفع انسداد سایت ها ندارم. حالا این از چه جهت حساب می شه، دیگه به قضاوت شما بستگی داره! خلاصه دست به دامن دوستان عزیز شدم. گفتم حالا بیخودی تو اینترنت موس صد تا یه غاز نزنم، از دوستان کمک بگیرم بهتره. اما دیدم خدارو شکر، جز یکی دو تا از دوستان هیچ کس جواب نداد، اونا هم لینک نفرستادن، فقط مراتب همدردی شونو اعلام کردن که من همین جا تشکر می کنم.
به همین دلیل هم می خواستم بگم برای این مردم بسیار قانونمند و خوب و قانع، آخه چرا می خواین " آنتی پروکسی " بذارین؟!؟! این همه هزینه و این همه وقت و خیلی چیزای دیگه هدر می ره. من تو حلقه ی دوستان خودم که متوجه شدم هیچ کس بعد از دیدن جمله ی درشت بالا به فکر استفاده از راههای مقابله با اون نمیفته. حالا تعمیم بدیم به جامعه، همه دوست دارن همین طوری بهشون احترام گذاشته بشه. حالا چه فرقی می کنه این احترامو کی بذاره، یه آدم بی سواد و ... یا یه نفر دیگه. مهم این " احترام ملی" است و بس!
اما با تمام این حرفها که برای من سایتی رو هم باز نمی کنه، فکر کنم به زودی باید فاتحه ی " فصل اول " رو بخونم. واقعاً وقتی برای پیدا کردن مطالب یک مقاله ی 4-5 صفحه ای باید یک هفته تو اینترنت وقت تلف کنم و بعد تازه بشینم سر ترجمه اش، دیگه کی به کارای دیگه برسم؟!
اما بازم امیدوارم!