" هفت "، " مروارید " و " سندروم کتاب دوم "
13:20:53 | ۱۳۸۸ يکشنبه ۸ آذر | ارسال شده در
 
 
همان طور که گفته بودم، " من عاشق آغازها هستم ". به همین  دلیل، وقتی خبر برگزاری نشستی برای نقد آغازین کتاب جناب آقای مختار عبداللهی را شنیدم، بی نهایت خوشحال شده و این موضوع را دنبال کردم.   
 روز یک شنبه 25 آبان، چهارمین نشست انتشارات مروارید که به نقد کتاب " هفت " اختصاص داشت، با حضور سرکار خانم فرشته نوبخت و جناب آقای محسن فرجی و صد البته، جناب آقای عبداللهی برگزار شد. مطمئناً نقد اولین کتاب یک نویسنده، راهنمای خوبی برای آثار بعدی خواهد بود.
بهتر است گزارش این نشست را با قلم گزارشگر خوبِ " امتیاز "، روزنامه ی فرهنگی-هنری-اجتماعی ِ صبح، که در تاریخ 27 آبان در این روزنامه چاپ شد بخوانید: 
 

«هفت» فضاي سنگين ادبيات را پس زده است

 کتاب «هفت» نوشته «مختار عبداللهي» در چهارمين نشست  از سلسله نشست‌هاي  ادبی انتشارات مروارید نقد شد. اين نشست با حضور «فرشته نوبخت» و «محسن فرجي» در فضايي صميمانه در دفتر انتشارات مرواريد برگزار شد. «هفت» اولين كتاب عبداللهي است كه به دو شكل كاملا متفاوت نقد شد و اين جلسه از اين منظر حائز اهميت است.

فرشته نوبخت با نگاهی جزئی‌تر، مجموعه داستان مختار عبداللهي را نقد كرد و «محسن فرجی» با این توضیح که نقد جزئی برای اولین کار نويسنده او را دچار «سندروم كتاب دوم» خواهد كرد، به شکل کلی و با سه عنوان، «هفت» را نقد کرد.

كار اول نويسنده‌ها قرباني بي‌نام و نشاني مي‌شود

فرشته نوبخت، نويسنده، روزنامه‌نگار و منتقد ادبي در ابتدا با توضيح اينكه  کار اول هر نویسنده‌ای  به لحاظ قضاوت جمعی متاثر از کار اولش خواهد بود، گفت: نويسنده فراتر از اینکه در کار اولش باید وسواس داشته باشد از یک شانس و اقبال زیادی هم باید بهره‌مند باشد. دلیلش هم مواضع مختلفی است که نسبت به کار اول هر نویسنده‌ای گرفته می‌شود. وي افزود: متاسفانه گاهی اوقات کار اول نویسنده‌ها قربانی بی نام و نشانی ، گاهی بی توجهی ناشر و در نهایت گرفتار بی توجهی منتقدین مي‌شود. نوبخت با اين مقدمه، در دو بخش به  ديدگاه خود پيرامون كتاب پرداخت.  

نگاه اول

مجموعه هفت، از هشت داستان تشکیل شده که غیر از داستان آخر، داستان اول تا هفتم به لحاظ موضوعی به نوعی به هم مرتبط هستند. البته داستان هشتم هم در راستای بقیه داستان‌ها قرارمی‌گیرد منتها با یک فرم متفاوت‌تر. این ارتباط که در چند داستان اول شکل می گیرد، در داستان هفتم،«مگس را له نکنیم» با یک بستار فلسفی و با یک نگاه تقدیرگرانه که درکل اثر وجود دارد، جمع و جور می شود. از این نظر داستان اول و هشتم داستان های مهمی در این مجموعه محسوب می شوند. ضمن اینکه هر دو داستان‌ طرح نو و جالبی دارند.

نوبخت با بيان اينكه نويسنده طنازانه و هوشمندانه با دو عدد هفت و هشت بازي كرده است، توضيحاتي درباره نمادگونه بودن اين دو عدد ارائه داد.

هفت نشانه خوشبینی و خوشخیالی هست و هشت که برخلاف آن است. داستان هشتم به نظرم یک جور مانیفست و بیانیه است. داستان‌ها درگیر فرم و زبان نیستند. با توجه به اینکه کار اول آقاي عبداللهي است،علاقه‌مندي به نگاه فلسفی در داستان‌ها وجود دارد.

داستان‌ها به روایت ساده‌ای از اتفاقات پیش پا افتاده می‌پردازند و با مایع داستانی این اتفاقات را در ذهن و نظر خواننده پررنگ مي‌كند . در واقع لایه فلسفی اثر در کل مجموعه در اينجا شکل می‌گیرد. زبان داستان‌ها طنز است؛ ضمن اینکه به زبان گفتاری نزدیک هست. داستان‌ها واقعیت محور و رئال هستند اما با آن‌ها بازی شده است.

درجایی نويسنده نماد را وارد داستان‌ها کرده، مثل داستان هفت و جایی نزدیک شده است به رئالیسم انقادی؛ به گونه‌اي به نقد باورها دست زده است. داستان در لایه اولش طنزاست  و در جای دیگر عناصر روانشناختی وارد داستانها شده است.

نوبخت در ادامه افزود: چیزی که در اغلب داستان‌های «هفت» تکرار و به آن اهمیت داده شده، حادثه و تعلیق است که تقریبا در تمام داستان‌ها به جز ستاره‌های بی نظم به اين مساله توجه شده است. ضمن اینکه داستان‌ها مدرن است به خط فکر قصوی در داستان‌ها توجه شده است. داستان‌ها اغلب قصه دارد. حادثه‌ای در آن اتفاق می افتد و روایتی تکرار می شود.

 اين روزنامه نگار پایان‌های غیر منتظره‌ و وارد كردن عنصر تعليق در داستانهاي اين مجموعه را نشانه زيركي نويسنده عنوان كرد و افزود: پايان غافلگيرانه به خصوص بعد از داستان‌های اول و دوم حس چه پیش خواهد آمد را برای خواننده ایجاد می کند. از همین رو وارد کردن عنصر تعلیق و حادثه در داستانها نشانه زیرکی نویسنده است.

نوبخت در در خصوص موضوع و درونمايه داستاني «هفت» گفت: دراين كتاب استحاله شدن انسان امروزی و مسخ و لهیده شده او به خوبي احساس می‌شود. این داستان‌ها به گونه‌اي درامتداد داستان‌هایی مثل مسخ کافکا یا کرگدن اوژن یونسکو يا در آن گروه قرار گرفته است. ته مايه طنز هم تنها زباني است كه با آن مي‌توان به اين مصيبت بزرگ بشري كه محصول مدرنيته است، پرداخت.

اين نويسنده در بخش دوم صحبت‌هایش در رابطه با فرم نو و روایت های ساده و نمادین که در داستان‌ها و اسامی آنها حکمفرماست، توضیحاتی را ارائه داد. و با آنکه در بخش اول نیز به صورت کلی به این مسائل پرداخته بود اما در این بخش به صورت جزئی تر و داستان به داستان توضيحاتي را ارائه داد. زاویه دید، موضوع ، پایان بندی و شخصیت پردازی‌ها به صورت درهر كدام از داستان‌ها بررسي شد.

نوبخت گفت:داستان هفتم، از اين منظر كه مثل یک ریسمان بقیه داستان‌ها را به بند می کشد، داراي اهميت است. نظم و انظباطی به کل مجموعه می‌دهد که من اسم این را یک نثر مدرن در مجموعه داستان‌های امروزی گذاشته‌ام. ما در ادبیات‌مان رویکرد شدیدی به داستان کوتاه داریم و رمان کم نوشته می‌شود، به همين دليل این فرم در مجموعه داستان‌ها باعث رويكرد جديدي در داستان كوتاه شده است. اگر درونمایه هر اثری را ریسمانی بدانیم که کل اثری را  به بند می‌کشد و اگر بخواهیم برای کل این مجموعه یک درونمایه تعیین کنیم، می‌شود گفت درونمایه كل  مجموعه به گونه‌ای درهفتمين  داستان گنجانده شده است.

در این داستان واقعیت به شکل فراواقعی مطرح شده است. با این حال منطق روایی این داستان به خوبی درآمده و باور پذیر است و تفکر فلسفی و تقدیرگرایانه حاكم بر کل اثر، در این داستان پررنگ است.

با توجه به نام پرمعنای مجموعه و با توجه به بازی که شما با دو عدد هفت و هشت در این مجموعه کردید، می‌توان نتیجه گرفت که نویسنده در این داستان‌ها قصد داشته است گونه‌اي جبر و ناگزیری انسان مدرن را نمایش دهد.

 

هفت از ادبيات شعاري فاصله گرفته است

محسن فرجی، شاعر، نويسنده، روزنامه‌نگار و منتقد ادبي «هفت»  را با مقدمه‌اي از سه جنبه بررسي كرد: در یک تقسیم بندی شخصی، ادبیات داستانی معاصر را به دو شیوه ادبیات شرق و غرب تقسیم می کنم که ادبیات غرب در این تعریف، ادبیات سبک و در مقابل ادبیات شرق كه ادبیاتي سنگین است.

وي در توضيح اين دو اصطلاح گفت: ادبیات سبک، ادبیاتی است که روایت سرخوشانه‌ای از یک اتفاق ارائه مي‌دهد، خیلی دغدغه فرم و زبان ندارد و در آن طنز تلخ و سياهي پررنگ است که درواقع هدف عمده‌اش به شوخی گرفتن و بازی کردن با عادات، کلیشه‌های ذهنی، مقدسات و چیزهایی است که در تاریخ یک فرهنگ و تمدن جغرافیایی اهمیت و معنا داشته است. فرجي بارتلمی، ریچارد براتیگان و بوکوفسکی را سه چهره شاخص ادبيات سبك برشمرد.ادبياتي سرخوشانه‌ و سبك و در مقابل در ادبيات شرق كه ما با فضاي عبوس و سنگين، ساختار سنجيده، زبان فخيم، فضاي مه‌آلود و مبهم روبه‌رو هستيم. هوشنگ گلشيري، شهريار مندني‌پور و ابوتراب خسروي، نماد و نماينده اين ادبيات سنگين هستند. در واقع فضاي حاكم و غالب بر ادبيات ما، همين ادبيات سنگين است . وي با اين توضيحات نقد «هفت» را آغاز كرد. فرجي هفت را از اين جهت كه تحت تاثير ادبيات سنگين و غالب قرار نگرفته و  با توجه به فضاي ياس و دلمردگي كه بيرون هست و سنگيني كه وجود دارد، به سمت نوعي ادبيات سبك رفته، آن را حائز اهميت دانست. وي در توضيح اين مساله گفت: نويسنده تحت تاثير سايه سنگين هدايت كه  نسل به نسل رسيده و آن ادبيات سنگين و دشوار با پيچيدگي‌هاي زباني، فضاي مبهم و غمناك بدون شوخ‌طبعي و بدون سرخوشي، قرار نگرفته است؛ فضايي كه  تحت تاثير شرايط اجتماعي، سياسي و...شكل گرفته، اما نويسنده از اين مساله پرهيز كرده و به ادبيات سبك گريز زده است. وي افزود: زبان، زبان پيچيده و دشواري نيست. روايت‌ها، روايت‌هاي ملموس و راحتي است و ما به سادگي فضا و محيط را درك مي‌كنيم. خواننده دچار سرگيجه، ابهام و دشواري هنگام خواندن داستان نمي‌شود.

فرجي خاطر نشان كرد: اين دررفتن از فضاي حاكم و غالب نوعي جسارت مي‌خواست. شايد به خاطر اولين كتاب بودن است كه نويسنده هنوز تحت تاثير نقد‌ها، نگاه‌ها و جريانات حاكم قرار نگرفته، به خودش در كتاب نزديكتر است تا فضاي حاكم بر ادبيات.

دومين نكته تمايزي كه به كتاب اهميت مي‌دهد، فضايي است كه داستان‌ها در آن اتفاق مي‌افتد. بخش عمده‌اي از ادبيات داستاني امروز ما مخصوصا در حوزه داستان كوتاه، داستان‌هايي است كه در آپارتمان، كافه‌ها و اساسا در فضاهاي سربسته و پوشيده اتفاق مي‌افتد كه دليل اين مساله شايد فضاي ناامن و غير اخلاقي حاكم بر سطح شهر است؛ فضايي كه  اگر بخواهد در قالب داستان بيايد حتما با مميزي روبه‌رو مي‌شود.

نويسنده در تعدادي از داستان‌ها و نه همه از اين فضاي دربسته و سربسته داستان‌هاي ما بيرون آمده و آن را از زير سقف بيرون آورده است.

فرجي در ادامه گفت: نكته ديگري كه به كتاب اهميت مي‌دهد اين است كه ساليان سال در ادبياتمان بحث رئاليسم اجتماعي، فقر و بيكاري را داشتيم،اما به اين دليل كه تحت تاثير ادبيات روسيه بوده است معمولا به شكل كارهاي كليشه‌اي و شعاري نوشته شده است. بنابراين يك نوع هراس خودآگاه در اكثر نويسنده‌هاي ما به وجود آمده كه نكند به سمت سوژه‌هاي فقر و بيكاري برويم و در نهايت نتيجه شعاري و تكراري باشد.

وي افزود: علي‌رغم اينكه فضاي اكثر داستان‌ها بدون غم و غصه روايت مي‌شود و جز ادبيات سبك است، «هفت» سراغ سوژه‌هايي رفته كه در ادبيات ما كمتر سراغش مي‌روند. معمولا در داستان‌هايمان آدم‌هايي را مي‌بينيم كه انگار مقواييند. دغدغه فقر، قسط و گرسنگي و هيچ‌چيزي را ندارند؛ در كافه نشسته‌اند و جز اتفاقاتي كه بينشان مي‌افتد، برايشان هيچ جهاني خارج از آن‌ها وجود ندارد.«هفت» از اين جهت در عين حال كه از ادبيات شعاري فاصله گرفته،موضوعات و سوژه‌هاي كمرنگ شده‌اي در داستان‌ها زنده شده است.

در پايان بايد گفت در كنار اين قوت‌ها از كنار ضعف‌ها هم نبايد گذشت. ادبيات سبكي كه خيلي زبان را جدي نمي‌گيرد و راحت قصه را بيان مي‌كند، نبايد به اين معني باشد كه خود زبان را هم جدي نگيريم. نبايد از كنار زبان، سرسري و بي‌توجه گذشت. اين امر در برخي از داستان‌هاي «هفت» به وضوح ديده مي‌شود كه بايد برطرف شود.







 
   
نظرات کاربران - 1 نظر ثبت شده



طراحی و اجرا توسط ایران استاتیترا